
تلنگری برای یادی از دلاوران جانبازجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.پایگاه خبری پلاک: چقدر برایم دیالوگهای سکانسی از قسمت آخر سریال #پایتخت آشنا بود؛ انگار این سکانس را نه در فیلمی ، بلکه در واقعیت دیده بودم ...انگار این سکانس را یکبار من بازی کردم... آنجا که بازیگر نقش بهبود همه وسائل منزل را داغون کرده بود و بعد پشیمان شد و گوشه ای از اتاق نشسته و خود را سرزنش می کرد و گریه می کرد... همه دیالوگها برایم آشنا بود...چه تلنگر خوبی بود: ...نفس نفس می زد و عصبانیت ...
ادامه مطلب
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک// رنج دوران برده ایمپایگاه خبری پلاک: چقدر برایم دیالوگهای سکانسی از قسمت آخر سریال #پایتخت آشنا بود؛ انگار این سکانس را نه در فیلمی ، بلکه در واقعیت دیده بودم ...ا...
ادامه مطلب
دزفول از هم اکنون به استقبال بهار می رود! پایگاه خبری پلاک: چه خبر است؟!در شهر چه می گذرد که بچه ها خاکریزها را رها کردند؟!شهر چه خبر است که بچه هاخط را رها می کنند؟! چند روز پیش بود که به استقبال چند تا از بچه های خط آمدیم!چند روز پیش بود که زیر تابوت شهید دیمی که او نیز پس سالها جبهه را به مقصد شهر ترک کرد با اشک این شعار را سر دادیم : " این گل پر پر از کجا آمده؟! از سفر کرب و بلا آمده"دوباره...
ادامه مطلب
پنجمین مسافر! پایگاه خبری انصارحزب الله دزفول: امان از شام ...امان از شام. انگار قرار نیست داستان شام به اتمام برسد، انگار قرار نیست غم های شام پایانی داشته باشد، یزیدیان در شام هنوز نفس می کشند و هنوز این یاران مکتب حسین هستند که در غربت با خون خود یزیدیان را رسوا می کنند. این بار نیز قافله سالار کاروان شام، زینب است. عباس های زینب برای دفاع از بی بی صف کشیده اند؛ مقابل حرم بی بی، با غیرتی حسینی و ابولفضلی ندا سر می دهند که :«کلنا عباسک یا زینب» یزیدیان مدتهاست که کمر به بدنام کردن اسلام نموده اند، یزیدیان مست زرهای نفتی آل سقوط و آل خلیفه شده اند و وحشیا...
ادامه مطلب